الفبای عبری به سه دسته تقسیم میشود که این تقسیمبندی مبنای دقیق تناظر با کارتها را شکل میدهد: سه حرف مادر (Aleph, Mem, Shin) که با سه عنصر بنیادین هوا، آب و آتش پیوند دارند و به ترتیب با کارتهای ابله ، بدرا آویخته و عدالت متناظرند؛ هفت حرف دوگانه که با هفت سیارهی کهن (تیر، ماه، مریخ، خورشید، زهره، مشتری، زحل) مرتبطاند و کارتهایی چون جادوگر، راهبه ، ملکه، امپراتور، پاپ، چرخ اقبال و برج را دربرمیگیرند؛ و دوازده حرف ساده که با دوازده برج فلکی همخوانی دارند و کارتهایی مانند عشاق ،ارابه ، استقامت ، عدالت ، انتقال ، اعتدال ، دیو ، ستاره ، ماه، خورشید و کائنات به آنها اختصاص مییابند. نکتهی ظریف و درعینحال بسیار مهم در اینجا آن است که هر مسیر همواره دو سفیراه را به هم پیوند میدهد، پس هر کارت آرکانای بزرگ در واقع بیانگر جریان انرژی و کیفیتِ گذار میان دو مرتبه از هستی است؛ برای نمونه، کارت ابله که با حرف الف و مسیر یازدهم شناخته میشود، کِتِر (تاج، یعنی سرچشمهی بیشکل هستی) را به هخما (خرد نخستین) متصل میکند و از همین رو نماد جهشی است از عدم قطعیت مطلق به سوی نخستین جرقهی آگاهی. به همین ترتیب، کارت جادوگر که مسیر دوازدهم و کِتِر را به بیناپیوند میزند، آغاز شکلگیری اراده و عمل را در برابر خرد ناب نشان میدهد. این ساختار سهگانه (حروف مادر،دوگانه و ساده) همزمان با نظام عددی مستقل کارتها (از صفر تا بیستویک) جاری است، به این معنا که هر کارت هم عددی ترتیبی در سفر احمق دارد و هم عددی حرفی-کابالایی که جایگاهش را دقیقاً بر روی نقشهی درخت زندگی مشخص میکند؛ همین همپوشانی دو لایهی عددی است که تاروت هرمتیک را از یک مجموعهی تصویری صرف به نقشهای دقیق و ریاضیگونه از ساختار هستی و مسیر تکامل روح تبدیل میکند.

حق با شماست، صرفاً گفتن «معنای واژه» بدون توضیح ارتباط، برای مخاطب سایت گنگ میماند. این هم جدول اصلاحشده با تفسیر ارتباط هر حرف با کارتش (بر پایهی سنت کبالای هرمسی غربی):
| شماره | کارت | حرف | معنای واژه | ارتباط با کارت |
|---|---|---|---|---|
| 0 | ابله | آلف (א) | گاو نر | آلف نفس/دم بیصداست، نماد روح پیش از هر شکلی؛ ابله هم گام نخستِ روح بهسوی هستی است، پیش از تجربه، مثل نفسی که هنوز شکل نگرفته |
| 1 | جادوگر | بیت (ב) | خانه | خانه ظرفی است که چیزی را در خود جای میدهد و بروز میدهد؛ جادوگر هم واسطه یا «ظرفی» است که ارادهی الهی را به عمل و مادّه تبدیل میکند |
| 2 | کاهنه | گیمل (ג) | شتر | شتر فاصلهی میان دو واحه را میپیماید؛ کاهنه هم میان دو ستون نشسته و پل/پردهای میان آگاهی و ناخودآگاه است |
| 3 | امپراتریس | دالت (ד) | در | در، گذرگاه ورود به فضایی تازه است؛ امپراتریس نماد زهدان و گذرگاهی است که روح از آن به مادّه و زندگی وارد میشود |
| 4 | امپراتور | هی (ה) | پنجره | پنجره نور را قاب میگیرد و نظم میدهد به آنچه دیده میشود؛ امپراتور هم آشوب را در قالب ساختار و قانون سامان میدهد |
| 5 | پاپ | واو (و) | میخ | میخ چیزها را بههم متصل و ثابت میکند؛ پاپ هم واسطهای است که آسمان (سنت الهی) را به زمین (نهاد و جامعه) گره میزند |
| 6 | عاشقان | زین (ז) | شمشیر | شمشیر میبُرد و جدا میکند، نماد تمیز و انتخاب؛ عاشقان هم لحظهی انتخاب و تفکیک میان دو مسیر است |
| 7 | ارابه | حِت (ח) | حصار | حصار محافظت و مرز ایجاد میکند؛ سوارکار ارابه هم درون زره/ارابه محصور است و با کنترل نیروهای متضاد (دو اسفینکس) به پیش میراند |
| 8 | قدرت | تِت (ט) | مار | مار نماد انرژی خام و حیاتی پیچیده در خود است؛ کارت قدرت هم رامکردن نیروی غریزی (شیر) با ملایمت را نشان میدهد، نه سرکوب آن |
| 9 | زاهد | یود (י) | دست | یود کوچکترین حرف و نماد نقطهی آغازین خلقت است، مثل اشارهی یک انگشت؛ چراغ زاهد هم نور کوچک اما هدایتگری است در تاریکی |
| 10 | چرخ بخت | کاف (כ) | کف دست | کف دست میگیرد و میچرخاند؛ چرخ بخت هم گویی به دستی نامرئی چرخانده میشود، نماد گردش سرنوشت |
| 11 | عدالت | لامد (ל) | چوبدستی گاورانی | این چوب حیوان را هدایت و اصلاح میکند؛ عدالت هم با ترازو و شمشیرش رفتار و کارما را بهسوی توازن هدایت/اصلاح میکند |
| 12 | بهدار آویخته | مم (מ) | آب | آب بیشکل، منفعل و آینه گونه است؛ بهدار آویخته هم با تسلیمشدن و وارونهدیدن جهان، مثل آب جریان را میپذیرد نه مقاومت میکند |
| 13 | مرگ | نون (נ) | ماهی | ماهی در اعماق پنهان زندگی میکند و همچنان در جریان است؛ مرگ هم نه پایان بلکه تداوم حیات در شکلی تازه و پنهان از دید است |
| 14 | اعتدال | سامخ (ס) | تکیهگاه | تکیهگاه چیزی را نگه میدارد و پایدار میسازد؛ فرشتهی اعتدال هم با انتقال آرام مایع میان دو جام، توازن را نگه میدارد |
| 15 | شیطان | عین (ע) | چشم | چشم در اینجا نماد فریب دیداری و وابستگی به ظاهر است؛ شیطان هم اسارت در وهم و لذت حسی/مادی را نشان میدهد |
| 16 | برج | په (פ) | دهان | دهان کلام را بیرون میدهد، کلامی که میتواند بسازد یا ویران کند؛ صاعقهی برج هم مثل «کلامی الهی» ناگهان ساختار دروغین را میشکند |
| 17 | ستاره | تزادی (צ) | قلاب ماهیگیری | قلاب چیزی را از اعماق پنهان بیرون میکشد؛ ستاره هم امید و ایمانی است که حقیقت ناخودآگاه/معنوی را از عمق به سطح میکشد |
| 18 | ماه | قوف (ק) | پشت سر | پشت سر جاییست که دیده نمیشود، نماد غریزهی پنهان پشت آگاهی؛ ماه هم با ترسها و لایههای ناخودآگاه سروکار دارد که از دید پنهاناند |
| 19 | خورشید | ریش (ר) | سر | سر جایگاه آگاهی روشن و تفکر است؛ خورشید هم وضوح، شادی و آگاهی کاملاً روشنشده را نشان میدهد |
| 20 | داوری | شین (ש) | دندان | دندان ماده را خرد و متحول میکند تا انرژی شود؛ شین با عنصر آتش هم مرتبط است — و آتش میسوزاند و دگرگون میکند. صور داوری هم دقیقاً همین است: ندایی که کهنه را میسوزاند/خرد میکند تا روح تازه برخیزد |
| 21 | جهان | تاو (ת) | علامت/صلیب | این نشانه، مُهر پایانی و امضاست؛ جهان هم کارت تکمیل و مُهر پایانی بر یک چرخهی کامل است |
نکتهی مهم دربارهی شین و دندان: ارتباط مستقیم تصویری نیست، بلکه از طریق عملکرد حرف است — دندان چیزی را میجَوَد و تجزیه میکند تا قابلجذب شود، دقیقاً مثل آتش که ماده را میسوزاند و تبدیل میکند. شین هم در نظام کبالا به عنصر آتش تعلق دارد، و داوری هم صحنهی آتشین رستاخیز و دگرگونی نهایی است. پس زنجیرهی معنایی اینطور است: دندان → میجَوَد/تجزیه میکند → آتش → میسوزاند/دگرگون میکند → داوری.
اگر بخواهی میتوانم همین جدول را برایت بهصورت Word یا یک نمودار تصویری هم آماده کنم.